انواع کولرهای هوایی
- Forced Draft Air Cooler:
در این پیکربندی، فن در قسمت پایین تیوبباندل قرار دارد و با دمیدن هوای محیط به سمت بالا، هوا را وادار میکند تا از روی لولههای فیندار عبور کرده و سیال داخل لولهها را خنک نماید.
مزایا:
- کاهش مصرف انرژی در شرایط دمای محیط پایین:
چون فن در تماس با هوای سردتر کار میکند، چگالی هوا بیشتر بوده و دبی جرمی مطلوب با توان کمتری تأمین میشود. بنابراین مصرف برق و فشار استاتیکی مورد نیاز کاهش مییابد.
- دسترسی آسان به تجهیزات محرک فن:
موتور، گیربکس و کوپلینگ در پایین نصب میشوند و بدون نیاز به توقف کامل واحد بهراحتی در دسترس هستند. این موضوع هزینه و زمان تعمیرات را کاهش میدهد.
- عدم نیاز به متریال مقاوم حرارتی در فن و محفظه:
چون هوای ورودی به فن دمای پایینی دارد، قطعات حساس (پروانه، شفت، یاتاقانها) تحت تنش حرارتی کمتری قرار میگیرند و از مواد معمولیتر میتوان استفاده کرد.
معایب:
- پایداری پایین فرآیند به دلیل تماس مستقیم باندل با شرایط جوی:
باران، تابش مستقیم آفتاب و تغییرات شدید آبوهوایی بر تبادل حرارت اثر گذاشته و کنترل فرآیند را دشوار میسازد.
- افزایش احتمال گردش هوای گرم (Hot Air Recirculation) :
به دلیل سرعت پایین خروج هوا و قرار گرفتن باندل در نزدیکی سطح زمین، احتمال برگشت هوای گرم به ورودی سیستم بیشتر است. در جهت کاهش احتمال این پدیده نامطلوب معمولاً باید ایرکولر در ارتفاع نصب شود.
- توزیع غیریکپارچه هوا:
جریان هوا در این طرح به اندازه سیستم مکشی یکنواخت نخواهد بود و همین موضوع میتواند سبب کاهش راندمان و نقاط سرد/گرم روی سطح باندل شود.



Induced Draft Air Cooler:
در این طرح، فن در بالای تیوبباندل قرار گرفته و با ایجاد مکش، هوا را از پایین به سمت بالا هدایت میکند. در این جریان، هوا با سرعت بیشتری از روی سطح فینها عبور کرده و راندمان انتقال حرارت بالاتر است.
مزایا:
- کاهش احتمال گردش مجدد هوای گرم و بهبود راندمان:
مکش یکنواخت فن و سرعت بالاتر خروجی هوا باعث میشود هوای گرم از سیستم دور شود و خطر Hot Air Recirculation به حداقل برسد.
- توزیع یکنواخت هوا روی کل سطح باندل:
در این طرح، پروفایل سرعت یکنواختتر است و انتقال حرارت بهتر انجام میشود.
- محافظت بیشتر باندل در برابر عوامل محیطی:
وجود Plenum در بخش بالایی و پوشش حدود ۶۰٪ باندل، باعث افزایش پایداری حرارتی و کاهش اثرات آبوهوا بر عملکرد میشود.
- ارتفاع کمتر و مزایای اقتصادی:
ساختار کوتاهتر نسبت به سیستم دمنده سبب کاهش مصرف فولاد سازه، کاهش وزن و هزینه ساخت میشود.
- کاهش سطح نویز در زمین:
چون فن در ارتفاع قرار دارد، شدت صدا در سطح زمین کمتر است.
معایب:
- نیاز به توان بیشتر:
در سیستم مکنده، به دلیل فشار استاتیکی بالاتر و نیاز به مکش قویتر، توان مصرفی فن نسبت به سیستم دمنده بیشتر است.
- پیچیدگی تعمیرات:
برای دسترسی به باندل یا فن لازم است Plenum باز و بسته شود که فرایندی زمانبر و سختتر از حالت دمنده است.
- نیاز به متریال مقاومتر در فن و بدنه:
چون فن با هوای داغ خروجی تماس دارد، باید از مواد مقاوم و آلیاژهای با تحمل حرارتی بیشتر استفاده شود؛ در غیر این صورت احتمال آسیب مکانیکی بالا میرود.
V Type:
در این طراحی، باندلها در دو طرف به شکل V قرار میگیرند و فنها هوا را به داخل ساختار V میدمند. این نوع ایرکولرها به دلیل طراحی فشرده و راندمان بالا، در پروژههایی با محدودیت فضای نصب بسیار محبوب هستند.
مزایا:
- استفاده بهینه از فضا:
چینش V شکل سطح تبادل حرارت را در فضای محدود افزایش میدهد و امکان نصب تعداد بیشتری باندل در مساحت کمتر را فراهم میکند.
- مقاوم در برابر شرایط محیطی:
ساختار مستحکم و مواد مقاوم باعث عملکرد پایدار در شرایط سخت اقلیمی (گرد و غبار، باد، باران) میشود.
- راندمان بالا و هزینه عملیاتی پایین:
به دلیل توزیع مناسب هوا در دو طرف باندل، راندمان حرارتی بالا بوده و مصرف انرژی سیستم بهینه است.
- نگهداری آسانتر در بسیاری از مدلها:
به دلیل دسترسی مناسب به فنها و بخش میانی، تعمیرات و شستوشو سادهتر انجام میشود.
معایب:
- دسترسی دشوار به بخشهای داخلی:
اگرچه دسترسی به فنها نسبتاً ساده است، اما تعمیر یا تعویض ادوات میانی و فینها در بخش داخلی V سختتر از سایر طراحی ها است. این موضوع زمان تعمیرات را افزایش میدهد.
- احتمال تجمع گرد و غبار و آلودگی در بخش میانی:
به دلیل شکل V، جریان هوا در بخش میانی ممکن است گرد و غبار یا ذرات بیشتری جمع کند و نیاز به شستوشوی منظم داشته باشد.
- وزن و بار سازهای بیشتر:
طراحی V معمولاً سنگینتر است و فشار بیشتری به سازه و فونداسیون وارد میکند. این مسئله در پروژههایی با محدودیت بارگذاری میتواند مشکلساز باشد.
- محدودیت در جریان طبیعی هوا:
در برخی شرایط محیطی، جریان طبیعی هوا بهخوبی در فضای V شکل گردش نمیکند و این موضوع میتواند راندمان را کاهش دهد، بهویژه اگر طراحی فنها بهینه نباشد.